خوابیدن پر دردسر
روز دوشنبه خیلی مامانی اذیت کردی تا بخوابی اصلا از صبح بهونه میگرفتی منم بهت قول دادم که پسر خوبی باشی و بخوابی میریم بیرون و برات دلستر میخرم اما بازم شیطونیاتو ادامه دادی و فقط دوست داشتی
و
و
و
و
از این بازیها بکنی و اصلا دوست نداشتی بخوابی و اینقدر خونه بهم ریختی برای بازیت و منم ساکت نگاهت میکردم تا ببینم کی خسته میشی که فهمیدم زهی خیال باطل شما خسته بشو نیستی و به زور متوسل شدم تابالاخره
برد و اما خونه و زندگی مامان و همینطور اتاقتون دیدنی بود پس لطفا برای دیدن عکسها به ادامه مطلب برید

![]()

![]()
قربون مهربونیت که به آقا گاو بالشت دادی
![]()
و در اینجا بالاخره لالا کردی اما وضع اتاقتو ببین![]()

![]()
و باز داستان همیشگی بغل کردن وسایل و اینبار داشتی با موبایل شماره میگرفتی
و میخواستی تو خواب 
![]()
اینجا دیگه بیهوش شدی خوابهای زیبا و خوب ببینی پسرم عاشقتم با تموم شیطونیهات
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خوابیدن پر دردسر
